محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

24

حكيمه دختر امام جواد ( ع ) ( مدفون در حرم عسكريين ( ع ) ) ( فارسى )

بشر با گرفتن نامه و كيسه زر و با بوسيدن دست امام ، از محضر آن حضرت مرخص و عازم بغداد شد . وى همان‌گونه كه امام فرموده بود ، در محل معيّن ، حاضر شد و دقيقاً همان مطالبى را كه امام فرموده بود ، مشاهده كرد و هنگامى كه نامه را به صاحب كنيز داد ، او كه زبان رومى نمىدانست ، نامه را به « مليكا » سپرد . شايد امام با نوشتن نامه به زبان رومى ، خواسته بود كه كسى از محتواى آن آگاه نشود و اين ماجراى تاريخ‌ساز كه زمينه‌ساز تولد مهدى موعود ( عج ) است ، پنهان بماند . حتى خود بشر نيز از تمام ماجرا بىخبر بود . وقتى چشم مليكا به نامه افتاد و آن را خواند ، به گريه افتاد و به عمرو بن يزيد گفت : « مرا به صاحب اين نامه به فروش . به خدا اگر چنين نكنى ، خود را هلاك خواهم كرد ! » . بشر مىگويد : صاحب كنيز ، به مبلغ 220 دينار راضى شد و من همان مبلغ را در اختيار او قرار دادم و فرموده مولايم ، تحقق يافت . سپس آن دوشيزه پاك‌سيرت ، با من به راه افتاد . براى اينكه مأموريتم را درست انجام دهم ، ابتدا به منزلى رفتيم كه پيش‌تر با آنجا آشنا بودم تا با بررسى اينكه خطرى از سوى مأموران و جاسوسان حكومت متوجه مأموريتم نيست ، امانت را به صاحب اصلى برسانم . وقتى كه در منزل موعود وارد شديم ، از اينكه چگونه آن